دسته‌ها
خرید

خرید دستبند پنجه در پنجه خاک در پی گنج‌های پنهان

«پس از بیست و چند سال که از پسر جوانشان که مفقودالاثر بود، خبری نداشتند. تازه خبر آوردند که جنازه مطهرش پیدا شده است. پدر و مادر پیر دعوت شده بودند که پیکر فرزندشان را ببینند. سه، چهار کیلو استخوان در کیسه ای درون تابوت بود. مادر طاقت نیاورد و های های گریه را سر داد. پدر اما چون کوهی استوار بغض را در گلو نگه داشت و رو به مادر کرد و گفت: «چرا بی تابی می کنی؟ صبور باش! درست به همان وزن و اندازه ای است که موقع تولدش خداوند به ما عطا کرد. یادت می آید موقع تولد هم سه کیلو و نیم وزن داشت» و مادر قدری آرام گرفت… .
 
روزگار می گذرد و آسمان و زمین کهنه می‌شوند و آفتاب رو به خاموشی می‌رود اما آنانی که سال‌هاست پیکرهای پاکشان در زیر خروارها خاک پوسیده، روحشان با ماست؛ هرچند این پیکرهای زخم آگین با ذرات خاک یکسان شد، یاد و خاطره و راهشان همواره در تاریخ آسمان این دیار حماسه پرور می درخشد.
آنها مردانی از جنس ایمان و صلابت بودند که در لبیک گویی به امام خویش از هم سبقت می گرفتند. آنها سرمست جام و عاشورا بودند که مشتاقانه به سوی کربلا راهی شدند. دل هایشان تشنه شهادت بود که به طهورای وصال پایان می‌گرفت. آنها زخم ها را به جان و تن خریدند و رضایت حضرت دوست را برگزیدند. آنها برادرانی بودند که در روز غربت اسلام به یاری قرآن شتافتند و با حنجره ای عاشورایی به سید و سالار شهیدان لبیک گفتند و رفتند تا بمانیم.

چه بسیار خون‌ها ریخته شد، چه بسیار پسران رشید این مملکت که مطلوب نگاری بودند، سینه‌هایشان را سپر کردند و از همه دلبستگی ها گذشتند و سپس گمنام دهه ها زیر تل خاک آسودند. چه مادران و پدران و همسرانی که هنوز امید دارند شاید در گوشه ای از نوار مرزی و در خاک عراق، پیکر شهیدشان از خاک بیرون آید و این گنج‌های پنهان به صاحبانش بازگردد و چه بسیار مردانی که همچنان پنجه در پنجه خاک برده اند تا شاید خانواده‌ای را از انتظار سی ساله برهانند.
این نشانی اگر یک تکه استخوان با یک پلاک، یک سربند و یا یک انگشتر باشد، کفایت می‌کند. مادرش دلش آرام می‌گیرد که عزیزش بار دیگر به کنارش بازگشته و پس از سی سال، بغض فروخفته‌اش خواهد ترکید و تو چه دانی مادری که به قدر جوانی ات، برای دیدار رخسار جوانش صبوری کرده و حال تمام وجودش را اینچنین در دست می‌گیرد، با چه صبری حیاتش باقی است؟
آیا نشنیدی قول مشهور را که اگر داغ اولاد بر کوه نازل گردد، کوه فرو می‌ریزد و هر داغی بر بنی آدم وارد می‌آید، طاقتش نیز همراهش می آید؟ و آیا نشنیدی که بسیاری از مادران شهدا، این صبر کفایت‌شان نکرد و وقتی دریافتند، جانانشان اسیر نشده و استخوان‌هایش را تحویل گرفتند تا واپسین روزهای عمر، دق کردند و روح‌شان نحیف‌تر از حفظ این تن خاکی شد؟ آیا به قدر ذره‌ای در عظمت شجاعتی که این جوانان به خرج دادند و صبر عظمایی که پدر و مادرانشان داشتند، اندیشه کرده‌ایم؟
دقایقی با تصاویر ایشان که بی‌شک تازگی دارد، همراه شوید. مستندی تکان دهنده و بسیار قدیمی و نایاب از تفحص شهدای قهرمان و سربلند دوران دفاع مقدس را برای نخستین بار در «» مشاهده می‌کنید که با نوای چابک سواران استاد شهرام ناظری حماسه سرای کشورمان همراه شده است.

tavoos_init_player(
‘player_281736_1244084’,
”,
[
{
“file” : “https://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1399/6/31/1244211_445.mp4” ,
“type” : “mp4”,
“label” : “player_281736_1244084}”
}

],
‘https://tavoos.net/services/vast/5JDKhdZ4-bPHG-wsFs-V3de-1DzKEWJdiHTd/59’
);
jwplayer().on(‘play’, (function(){
$.post(‘/fa/ajax/news/video/1244084’,{},function (data) {});
}));
کد ویدیو دانلود فیلم اصلی