دسته‌ها
خرید

خرید دستبند ده فيلمي که بايد در ونيز ديد

هفتادمين
دوره جشنواره فيلم ونيز ايتاليا که از چهارشنبه 6 شهريور با نمايش فيلم
Gravity به عنوان کار افتتاحيه فستيوال آغاز شد و يکشنبه شب آينده (17
شهريور) پايان مي گيرد.

به نوشته بانی فیلم و به نقل از ورایتی؛ ترکيبي از ژانرها و سبک هاي مختلف توصيف شده است. ونيز فستيوالي است که
مي خواهد بر اساس شهرت و اعتبارش به سنيماي دنيا خدمت کند و به هر يک از
ژانرها و گونه هاي فيلمسازي ميدان بدهد و مختص يک طرز فکر نباشد و در گذشته
نيز اين خط فکري را تعقيب مي کرده اما تبلور آن که ونيز 2013 در سرآمد اين
نگرش هاي چندسويه و تضاد و تفاوت در ايده ها و حرکت در مسير ناشناخته ها
در جشنواره امسال فيلم تام در مزرعه بوده است که ماجراهاي آن در مزارع
ايالت کبک کانادا مي گذرد و آن را زاوي ير دولان کارگردان اسپانيايي تبار
تبعه کانادا ، که 24 سال دارد ساخته است. اين تريلر روحي – رواني از منظر
بسياري از کارشناسان محصول تلاش کارگرداني است که ميانه روي در کارهايش
جايي ندارد و اين فيلم جديدترين سند آن است.

 

بازگشت فاتحان

کيم کي دوک از کره جنوبي که سال پيش با فيلم پي يتا جايزه شير طلايي
برترين فيلم فستيوال را برد، امسال با کار جديدش به نام «موبيوس» به صحنه
بازگشته است ولي اين فيلم برخلاف پي يتا جايي در قسمت مسابقه ندارد. کيم
کي دوک تنها فاتح قبلي شيرهاي طلايي ونيز نيست که به جشنواره امسال پا
گذاشته است و اين شامل جاني امه ليوي ايتاليايي هم مي شود. او که معمولاً
کارهايش از تبار درام است، اين بار با اولين کمدي اش به صحنه آمده است. و
نام آن Lintrepido است. استيفن فريرز بريتانيايي
با فيلم، «فيلومنا» به صحنه جشنواره اي بازگشته است که بعد از کن فرانسه و
همپا با برلين آلمان دومين فستيوال عمده سينماي دنيا به حساب مي آيد. در
اين فيلم جودي دنچ مسن و معروف در رل فيلومنالي ظاهر مي شود. او يک زن
ايرلندي است که بدنبال پسري مي گردد که سال ها پيش براي رشد و سپري شدن سال
هاي نخست زندگي اش به خانواده اي ديگر سپرده شد و اينک او در صدد بازيابي و
اداره مجدد اين پسر است. ديگر فيلم بريتانيايي حاضر ونيز امسال Tracks کار جان کوران است.

کوران يک کارگردان آمريکايي است اما فيلم او با بازي ميا و اسيکو فسکا
درباره يک زن جوان به نام رابين ديويد سون است که در سال 1977 بيش از 1678
مايل را در صحراي استراليا زير پا گذاشت تا مردم و دولت هاي اين کشور و
بريتانيا را متوجه خود کند و به حمايت از کار انفرادي خويش وادارد. اميلي
شرمن و ايان کانينگ که در سال 2010 «سخنراني پادشاه» برنده جايزه اسکار
برترين فيلم آن سال را ساختند ، تهيه کنندگان اين فيلم هستند و همين مسئله
نشانه ديگري از تعلق آن به سينماي بريتانيا و خط و خطوط آن است.

 

3 در برابر يک

اضافه برکار جديد امه ليو، ايتاليا دو فيلم ديگر در قسمت مسابقه جشنواره
امسال ونيز دارد تا صاحب 3 سهميه باشد. تا يکي از آنها فيلم جديدي به نام Via Castellana Banderia
است که اولين کار بلند اما دانته محسوب مي شود. دانته يک متخصص تئاتر و
اپرا از ايالت سيسيل ايتاليا به حساب مي آيد که در همين زمينه ها شهرت
زيادي کسب کرده و فيلم فعلي نخستين ورود او به عرصه سينما و آزمودن بختش در
اين زمينه است. بجز اين ايتالياGra Scaro را هم
راهي ونيز 2013 کرده است که يک کار مستند درباره کارها و سفرهاي يک گروه
نمايشي در اطراف شهر رم است. در نقطه مقابل امسال سينماي فرانسه حضوري کوچک
تر از معمول لااقل در قسمت مسابقه دارد و تنها نماينده اين کشور در اين بخش
La Jalousie کار فيليپ گارل است که در آن پسر وي لوييس گارل و آنا موگلاسيس بازي کرده اند.

 

آخرين فيلم کارگردان تايواني

هايائو ميازاکي  ژاپني نيز که متخصص کارتون است با فيلم جديدش به نام باد
بر مي خيزد (يا باد مي وزد) به موسترا (نام و عنواني ديگر براي جشنواره
ونيز) آمده است. اين انيميشن اخيراً در سينماهاي شرق آسيا نيز اکران شده و
سروصداي زيادي به پا کرده است . اين فيلم به واقع از معدود کارهاي هفتادمين
دوره ونيز است که اولين نمايش بين المللي اش را در اين فستيوال تجربه نمي
کند و پيشتر اکران شده است. ديگر فيلم عمده فستيوال که اين خصلت را دارد ، 
Cangons ساخته جان پل شريدر آمريکايي و پرسابقه
است. تسايي مينگ ليانگ که يک فيلمساز تايواني است ، فيلم جديدش به نام «سگ
هاي پوشالي» را به فستيوال امسال آورده است . به گفته البرتو بابرا مدير
ونيز ، اين آخرين فيلمي است که اين کارگردان شرق آسيايي ساخته است پس از
اين فيلم نخواهد ساخت و آن را نمونه و نمادي اوشن از سبک و روش اختصاصي کار
وي بايد دانست.

 

نوه کاپولا هم آمد

قسمت افق هاي جشنواره امسال شامل فيلمي به نام پالو التو هم مي شود که آن
را جيا کاپولا ساخته که نوه دختري فرانسيس فورد کاپولاي معروف است و به اين
ترتيب بعد از دختر وي سوفيا کاپولا که سالهاست فيلم مي سازد ،روند
فيلمسازي در اين خاندان وارد نسل سوم خود نيز مي شود . اين فيلم بر اساس يک
سري داستان هاي کوتاه از جيمز فرانکو که تهيه کننده فيلم هم هست ، ساخته
شده و بيننده ها را به پالو التو مي برد که شهري کارگري در ايالت
کاليفرنياي آمريکاست. فيلم درباره گروه‌هاي از دختران جوان است که به سبب
بي تجربگي در دردسرهايي مي افتند و اما رابرتز را کنار جک کيلمر ، ول کيلمر
، کيگان الن ، نت وولف و کالين کمپ به بازي گرفته است . در قسمت افق هاي
جشنواره يک فيلم ژانر وحشت به نام The Sacrament
ساخته تاي وست هم به نمايش در آمده که شرحي بر اتفاقات سياسي و اجتماعي سال
1978 در کشور آفريقايي گويانا و اقدامات دنباله روهاي جيم جونز و موج خود
کشي ها در اين کشور است .

 

نمايش اولين ها

در قسمت افق هاي جشنواره همچنين اولين فيلم اگنس بي فرانسوي را هم شاهد
خواهيم بود حال آن که وي بيشتر در دنياي مد و لباس فعال بوده است . از
اوبرتو پازوليني ايتاليايي تبار ساکن بريتانيا هم فيلم «زندگي ساکن» که
اولين کار بلند اوست در اين قسمت جشنواره پخش مي شود و لوکاس موديسون يکي
از موج نويي هاي سينماي سوئد نيز که ماموت را در کارنامه اش دارد ، فيلم
جديد خود به نام ما بهترين هستيم را به جشنواره امسال موسترا آورده است.

 

هيات ژوري نامدار

رياست هيات ژوري جشنواره با برناردو برتولوچي معروف و ايتاليايي است .
هياتي که آندريا ارنولد کارگردان زن انگليسي کري فيشر هنرپيشه زن آمريکايي
(و يکي از بازيگران اصلي تريلوژي اوليه جنگ ستاره ها )، پابلو لارن
کارگردان اهل شيلي ، ريواچي ساکاموتو موسيقي سراي ژاپني و مارتينان گرک
بازيگر زن آلماني را هم در بردارد و مثل فيلم هاي جشنواره هفتادم ترکيبي از
ايده هاي گوناگون و متنوع است و فرهنگ هاي متعددي را در بر مي‏تابد.ده فیلمی که باید در ونیز دید؟
به گزارش ایندی وایر، اما در بين اين فيلم‏ها مي توان 10 فيلم برتر را ليست کرد که بايد آنها را
نگين هاي هفتادمين دوره اين جشنواره دانست. در اينجا شرحي کوتاه از اين ده
فيلم در اختيارتان است.

جاذبه

خلاصه داستان :يک زوج فضانورد در يک ماموريت معمولي، بعد از اينکه بخش هايي از سفينه شان آسيب مي بيند، در فضا گرفتار مي شوند.

آنچه بايد بدانيد : اين فيلم اولين فيلمي است که در جشنواره فيلم ونيز به
نمايش در آمد و احتمالاً بزرگترين حرکت برگزار کنندگان جشنواره هم هست.
زيرا اين فيلم مي تواند يکي از پرطرفدارترين فيلم هاي اکران شده امسال
باشد. آلفونسو کوارون هفت سال پيش نيز شاهد آن بود که همين جشنواره با فيلم
عالي – تخيلي حيرت آور او با عنوان بچه هاي انسان افتتاح شد. آن سال فيلم
او جايزه بهترين فيلمبرداري را برد اما در گيشه‏ها موفقيتي کسب نکرد. اين
فيلم همچنين به عنوان يکي از بهترين فيلم هاي دهه 2000 شناخته مي شود. حالا
مدتي طولاني از آن زمان مي گذرد و کوارون با فيلم جديد جاذبه که پيشرو
جشنواره ونيز است، بازگشته. اين بار در فيلم او بازيگران درجه اولي مثل
ساندرا بولاک و جورج کلوني به عنوان بازيگران نقش اول و دوم فيلم حضور
دارند. نوآوري هاي تکنيکي فيلم نيز احتمالاً براي مخاطبان آشنا هستند. از
جمله اين تکنيک‏ها مي توان به مخلوطي از تصاوير و اجراهاي  CGI
و شات هايي اشاره کرد که کار قبلي کوارون را به مبارزه مي طلبند. علاوه بر
آن فيلم به شيوه سه بعدي ساخته شده و احتمالاً خيلي‏ها منتظر اکران آن
هستند. اما آيا اين فيلم، خيلي در سبک 2001 يک اوديسه فضايي ساخته کوبريک و
يک فيلم هنري است ؟ بايد فيلم را ديد و جواب داد.

جو

خلاصه داستان : يک پسر جوان در مي سي سي پي دوست کسي مي شود که قبلاً محکوم بوده است.

آنچه بايد بدانيد : حتي همه کساني که همه کمدي هاي ديويد گوردون گرين را دوست داشتند پس از اکران فيلم The Sitter
اندکي از او نااميد شدند. اما او حالا با فيلمي بازگشته است که يادآور
روزهاي شکوه او با فيلم هاي مثل جورج واشنگتن، همه دختران حقيقي و جريان آب
هستند. او امسال ابتدا با فيلم نزول شاهزاده نام خود را مطرح کرد. اين
فيلم در ژانر کمدي درام مي گنجد. اما فيلم دوم او که در ونيز اکران شد،
يعني جو، فيلمي درام است که از آن مي توان به عنوان وجه غمگين و تيره
کارگردان ياد کرد. اين فيلم اقتباسي از رمان لري براون است. گوردون گرين در
اين فيلم براي اولين بار با نيکلاس کيج کار کرده است. البته کيج در سال
هاي اخير به خوبي گذشته نبوده و حساسيت آن زمان را ندارد.اما وقتي با کسي
مثل گوردون گرين کار مي کند و موضوعي مثل اين در اختيار اوست. او نيز فوق
العاده مي شود و حرف هاي زيادي براي نوع اجراي او وجود دارد. کيج در اين
فيلم همبازي تاي شرايدان است که ستاره جوان درخت زندگي بود و مثل جن نيکولز
که حضوري شگفت انگيز در فيلم Mud داشت، در فيلم
خود مي درخشد. اما فيلم حتي اگر هيچ چيز نداشته باشد، باز هم مخاطب در
انتظار تفاوت هايي بارز است کنار هم بودن کيج و گوردون گرين واقعاً جالب
است.

حرکت هاي شبانه

خلاصه داستان : يک بچه پولدار، يک نفر که ترک تحصيل کرده است و کسي که
قبلاً نظامي بوده کنار هم قرار مي گيرند تا مانع از يک حمله تروريستي شوند
حمله اي که مي تواند محيط زيست را هم به خطر اندازد.

آنچه بايد بدانيد: در برخي فيلم هاي کوچک امسال، شماري از کارگردانان در
رقابت با خود و شاهکارهايشان وارد مقوله هاي جديدي از کارهاي قبلي خود شده
اند. از بين آنها مي توان به کلي ريچارد اشاره کرد که از درام هاي کوچکي
مثل  Old Joy و وندي و لوسي تا وسترن هايي نصفه و نيمه Meeks Cutoff
تا حرکت هاي شبانه را ساخته است. فيلم آخر او يک نوع تريلر و با چيزي شبيه
به تريلر است که ريچارد مي تواند بسازد. اين فيلم به عنوان داستاني پر از
تعليق و تعمق درباره پيامدهاي افراطي گري سياسي توصيف شده است که نسبت به
کارهاي قبلي کارگردان خود، به روزتر است و ريچارد در آن از بازيگران مطرح
تري مثل جسي آيزنبرگ، داکوتا فنينگ و پيتر سارز گارد درنقش هاي محوري
داستان خود استفاده کرده است. و البته آليا شوکت و جيمز لاگروس هم نقش هاي
دوم داستان را بر عهده دارند. خواه ناخواه اين فيلم مي تواند مخاطبان زيادي
را جذب کند. محبوبيت او در ونيز با عث مي شود هر مخاطبي در ونيز بخواهد
ببيند آخرين کار ريچارد چگونه ونيز را جذب خود مي سازد.

لاک

خلاصه داستان : زندگي يک مرد در يکي از مهم ترين روزهاي کاري و حرفه اي اش در معرض نابودي قرار مي گيرد.

آنچه بايد بدانيد: استيون نايت تنها چند ماه بعد از اولين فيلم بلند
داستاني اش به عنوان يک کارگردان موفق شناخته شد. او در آن فيلم يعني
رستگاري از بازي جيسون استتهام بهره برد. حالا نويسنده فيلم هايي مثل وعده
هاي شرقي و چيزهايي کثيف خوب، تنها 6 ماه پس از فيلم اول خود با لاک
بازگشته است.اما براي اين بازگشت سريع يک دليل وجود دارد و آن اينکه فيلم،
درست در زماني که بايد ساخته شود، ساخته شده و موضوعات روز را بيان مي کند.
البته فيلم چيزي بيش از اين گونه مسايل است. زيرا در آن يکي از پرهيجان
ترين بازيگران اين زمان يعني تام هاردي نقش اول فيلم را بر عهده دارد و به
نظر مي رسد در تمام لحظات فيلم حضوري موثر روي صحنه داشته باشد. پشت سر او
بازيگران نقش دوم خوبي نيز مثل اوليويا کلمن،روت ويلسون (رنجر تنها)، اندرو
اسکات (شرلوک) بن دانيلز(خانه کاغذي)، آليس لو (Sight seers)
و تام هالند (غير ممکن) ديده مي شوند نايت همچنين از عوامل پشت صحنه خوبي
مثل جورايت، کارگردان «ديه» به عنوان مدير اجرايي توليد استفاده کرده است.
به هر حال فيلم مي تواند تجربه جذابي باشد و به مخاطب خود اين شانس را بدهد
که 90 دقيقه تمام همراه تام هاردي باشد.هر چند که فيلم احتمالاً حاوي
چيزهاي بهتري هم هست.

سگ‏هاي سرگردان

خلاصه داستان: يک خانواده بي خانمان در تايپه در خلال سفري دريايي، با زني اسرارآميز مواجه مي شوند.

آنچه بايد بدانيد: مدت زيادي از زماني که فيلمي از «تساي مينگ –ليانگ»
عرضه شده است ، مي گذرد. اين فيلمساز چيني ـ مالزيايي چندين سال قبل ناگهان
با فيلم هايي مثل «خداحافظ، مسافرخانه اژدها» مشهور شد. اما به ياد ماندني
ترين کار او سال 2009 با فيلم «چهره» رقم خورد که اولين حضورش در سينماي
خارج از زادگاهش بود. حال چهار سال پس از آن زمان، او با فيلمي پرهيجان تر
بازگشته است. تساي يکي از بهترين هاي تايوان است و يکي از بشر دوست ترين
افراد در سينماي مدرن به حساب مي آيد.

تام در مزرعه

خلاصه داستان: يک مامور جمع آوري اسناد جوان به حومه شهر مي رود تا در يک
مراسم خاکسپاري شرکت کند اما با اسرار و بازي هاي خانواده عزادار روبه رو
مي شود.

آنچه بايد بدانيد: امسال فاوير دالان کارگردان 24 ساله فرانسوي –کانادايي
در جشنواره کن حضور نداشت که البته جاي شگفتي بود. زيرا او تا سال پيش که
سه فيلم ساخته بود هر سال يکي از فيلم هايش را در کن به نمايش در آورده
بود. اما حالا که به ونيز رسيديم، مي بينيم او چهارمين و جديدترين فيلمش
يعني «تام در مزرعه» را به ونيز آورده است. اين اولين حضور اين کارگردان
جوان در بخش مسابقه ونيز محسوب مي شود. فيلم جديد او بر اساس نمايشنامه
ميشل مارک بوشار ساخته شده است که در ژانر تريلر رواني مي گنجد و روي کاغذ
وام دار Fasten و «پاتريشيا هاي اسميت» است. خود
دالان کارش را اين گونه توصيف مي کند که يکي از جذاب تري در اين فرم هنري
است. او خود در اين فيلم نيز ايفاي نقش کرده است. البته بوشا کاملاً فيلم
هاي دالان را دوست نداشت. اما به نوع گفتمان او علاقه مند بود و براي همين
تام در مزرعه مي تواند شروع کار مشترک آنها باشد.

زير پوست

خلاصه داستان: يک موجود فضايي خود را در قالب انساني در مي آورد و به ماموريتي سري در اسکاتلند مي رود.

آنچه بايد بدانيد: اگر مجبور بوديم فقط يک فيلم را در ونيز ببينيم، آن يک
فيلم مي تواند همين فيلم باشد! جاناتان گلازر در طول دهه 1990 يکي از
پردرآمدترين کارگردانان فيلم هاي تبليغاتي بود و ويديوهايي مثل Blur ،Radio head  و همين طور  Nick Care
را ساخته بود. او بعدها در سال 2000 اولين فيلم بلند داستاني خود را ساخت
که سروگردني بالاتر از همه فيلم هاي انگليسي مي ايستاد و اين را مديون متن و
جلوه هاي تصويري خود بود.

او پس از آن در سال 2004 فيلم «تولد» را ساخت که در ونيز هم اکران شد. اين
فيلم حتي از قبلي هم بهتر بود. «تولد» فيلمي پرکشش و اصيل بود که در تمام
دهه به عنوان يکي از بهترين فيلم‏ها معرفي مي شد. اما متاسفانه فيلم با همه
ارزش هايي که داشت، نتوانست مخاطب خود را پيدا کند. از آن زمان تا کنون
کلارز ديگر هيچ کاري جز ساختن فيلم هاي تبليغاتي نکرد. البته او در طول اين
تقريباً يک دهه بيکار ننشست و مشغول اقتباس رمان علمي –تخيلي مايکل فابر
بود که در نهايت آن را با اسکارلت جوهانسن جلوي دوربين برد. با توجه به
اينکه از زمان اتمام توليد فيلم تا زماني که در ونيز اکران مي شود. زمان
کوتاهي سپري شده است، هنوز اطلاعات زيادي در مورد اين فيلم وجود ندارد.

ناشناخته ناشناخته

خلاصه داستان: فيلم تصويري از دونالد رامسفلد، وزير دفاع دولت جورج بوش،
رئيس جمهور سابق امريکا و يکي از مشاوران ارشد اوست. که مسووليت جنگ عراق
را متوجه او مي دانند.

آنچه بايد بدانيد : امسال براي ونيز سال مهمي در اکران فيلم هاي مستند است
و به جز اين مستندسازان معروفي مثل فردريک وايزمن، الکس گيبني و وانگ بينگ
هم فيلم هاي جديد خود را در ونيز اکران کرده اند. ضمن آنکه تا حالا سابقه
نداشته است که در بخش مسابقه ونيز دو فيلم مستند حضور داشته باشند.امسال در
اين بخش Sacro GRA محصول ايتاليا بايد با
«ناشناخته ناشناخته» ساخته ارول موريس رقابت کند موريس نيز مثل هر کسي
ديگري در اين حرفه در طول 30 سال گذشته فيلم هاي مستند مجبوبي ساخته است که
از آن جمله مي توان به دروازه بهشت، خط باريک آبي و اين سال هاي آخر چکيده
اشاره کرد. اما جديدترين فيلم او تقريباً به نوعي دنباله فيلم اسکار گرفته
او در سال 2003 يعني «هر جنگ» است. او در آن فيلم با رابرت مک نامارا وزير
دفاع امريکا در زمان جنگ ويتنام مصاحبه مي کرد و حالا در فيلم جديد خود به
سراغ دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريکا در زمان جنگ عراق رفته است. رامسفلد
که به عنوان معمار جنگ عراق شناخته مي شود، پاسخ هايي مبهم مي دهد اما
تقريباً هر کسي که فيلم را مي بيند، پاسخ هايي را که او نمي دهد و يا سر
بسته مي گويد، به لطف موريس مي داند مستندي که موريس ساخته است، کاري قوي و
مکاشفه آميز است. بويژه براي کساني که کارهاي قبلي او را ديده باشند.

باد مي وزد

خلاصه داستان: فيلم داستان دوستي جيرو هيرو کاشي طراح هواپيماي جنگي و تاتسو هوري، نويسنده را بازگو مي کند.

آنچه بايد بدانيد : يک کلمه:ميازاکي ميازاکي در طول يک دهه اخير يا کمي بيشتر از آن، يعني از زماني که انيميشن Spirited Away
را با حمايت جان لاسه تر رئيس کمپاني پيکسار والبته ديزني ساخت، داراي
محبوبيت بسياري در بين انيميشن هاي ژاپني شده. اما جديدترين فيلم او که اين
نيز يک انيميشن است، کاري جدي و متفاوت از آن چيزي است که معمولاً در اين
ژانر انتظار مي رود. او در اين فيلم بيوگرافي آدم هايي جدي را به تصوير مي
کشد که يک حماسه در تاريخ ژاپن محسوب مي شوند. فيلم جديد ميازاکي را کامل
ترين فيلم او توصيف مي کنند.فيلم در ژاپن با واکنش مثبت منتقدان و البته
مخاطبان روبه رو شد.هرچند که جناح هاي سياسي راست در ژاپن انتقادات زيادي
به اين بيوگرافي داشتند و چه در رسانه هاي کاغذي و چه اينترنتي اعتراض خود
را به آن نشان دادند.اکران اول فيلم در ونيز شايد باعث آرام تر شدن اين جو
عليه فيلم شود. اما با اين حال بايد ديد فيلم تا چه حد مي تواند وارد
کشورهاي ديگر هم بشود و بازيگر انيميشن هاي ژاپني سال هاي اخير رقابت کند.

قاعده صفر

خلاصه داستان : در آينده اي نزديک يک نابغه کامپيوتر منزوي روي پروژه اي کار مي کند که هدف آن کشف رازهاي وجود است.

آنچه بايد بدانيد: بعد از يک و نيم دهه تعليق و مشکلات، تري گيليام فيلم
جديد خود «قاعده صفر» را روي پرده مي برد. او در طول اين پانزده سال با
مشکلاتي مثل درگيري با استوديو بر سر «برادران گريم»، بازخورد منفي Tideland
بين منتقدان و مرگ هيت لجر ستاره فيلم «تصوير دکتر پارناسوس» دست و پنجه
نرم کرده است. تقريباً اواخر آگوست بود که مشخص شد، «قاعده صفر» به ونيز مي
رسد.گيليام پيش از اين نيز فيلم‏هاي The Fisher King و «برادران» را در ونيز اکران
کرده بود. اما آيا اين بار فيلم او عاقبتي خوش تر در ونيز خواهد داشت؟
ستاره فيلم او يعني کريستف والتز کاملاً مناسب کاراکترهاي ويژه گيليام است.
جمع بازيگران نقش دوم فيلم هم جالب توجه است. از بين آنها مي توان به بن
ويشا و تيلدا سوينتون و رابين ويليامز و مت ديمون اشاره کرد.

اولين نقش هايي که از اين فيلم به نمايش در  آمده، نشان مي دهد بسيار شبيه
فيلم قبلي گيليام يعني «برزيل» است. که اتفاقاً مي تواند خيلي هم خوب
باشد. زيرا آن فيلم از جمله شاهکارهاي گيليام محسوب مي شود.