دسته‌ها
خرید

خرید دستبند نجات 2 محکوم به قصاص از چوبه‌دار

 دو مرد جوان که در پرونده‌های جداگانه دست به قتل زده و توانسته‌‌اند رضایت اولیای‌دم را جلب کنند در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به‌ حبس تعزیری و تعلیقی محکوم شدند.به گزارش شرق، در اولین پرونده که صبح دیروز مورد رسیدگی قرار گرفت جوانی که به‌خاطر موادمخدر دست به قتل زده‌ بود پای میز محاکمه رفت. این جوان در جلسه قبلی محاکمه گفته بود مقتول را کشت چون قصد داشت به او تجاوز کند. او این‌بار گفته‌هایش را پس گرفت و ادعا کرد درگیری آنها به‌خاطر موادمخدر بود. ثقوری نماینده دادستان تهران در ابتدای جلسه محاکمه در جایگاه حاضر شد و در توضیح کیفرخواست گفت: متهم که ابراهیم نام ‌دارد شش‌سال قبل در جریان درگیری در ورامین دست به قتل دوستش سعید زد. او ادعا کرد سعید را کشته چون قصد تعرض به او را داشت اما ادعای متهم هرگز ثابت نشد و متهم بعد از محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران با درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد. زمانی که پرونده مراحل قانونی خود را طی کرد و برای اجرای حکم آماده ‌شد، اولیای‌دم اعلام گذشت کردند. بنابراین باتوجه به مدارک موجود در پرونده به لحاظ جنبه‌عمومی جرم درخواست صدور حکم قانونی را دارم.در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهامش را قبول کرد و گفت: من و سعید با هم دوست بودیم و خیلی بیرون می‌رفتیم. چون هردو معتاد بودیم بیشتر وقتمان را با هم می‌گذراندیم. روز حادثه من و سعید مقداری شیشه داشتیم که تصمیم گرفتیم آن را مصرف کنیم. به جای خلوتی رفتیم و هردو شیشه را مصرف کردیم. مقداری از آن مانده بود که به‌خاطرش با هم دعوا کردیم. این اختلاف باعث شد به جان هم بیفتیم و بعد من او را با یک ضربه چاقو به قتل رساندم.در این هنگام قاضی از متهم پرسید تو ادعا کرده بودی مقتول قصد تعرض داشت و در دادگاه هم بر این ادعایت اصرار کردی. هنوز هم نمی‌خواهی واقعیت را بگویی؟متهم پاسخ داد: ما سر مواد باهم دعوا کردیم و تعرضی در کار نبود اما چون می‌دانستم با حکم قصاص روبه‌رو هستم، سعی کردم راهی برای تبرئه خودم پیدا کنم. می‌خواستم قصاص نشوم، به‌همین‌ دلیل چنین ادعایی را مطرح کردم.او همچنین درمورد اینکه چطور توانست رضایت بگیرد گفت: در این مدت خانواده‌ام خیلی سراغ خانواده سعید رفتند. مادرش وقتی متوجه شد ادعایم را پس گرفته‌ام، بدون اینکه طلب پول کند یا درخواستی داشته ‌باشد، رضایت داد و من بعد از هفت‌سال توانستم دوباره به زندگی امیدوار باشم.متهم درباره اینکه چه تضمینی وجود دارد که یک‌بار دیگر دست به قتل نزند، گفت: نمی‌توانم تضمینی به شما بدهم به‌جز اینکه بگویم در این مدت زندان من را تغییر داده است. شش‌سال در سایه مرگ زندگی کردم و حالا انگار دوباره متولد شده‌ام. درخواست دارم در مجازات من تخفیف دهید تا یک‌بار دیگر فرصت زندگی داشته‌ باشم.بعد از پایان جلسه رسیدگی هیات‌قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند و متهم را به تحمل هفت‌سال حبس که شش‌سال آن تعزیری با احتساب ایام بازداشت و یک‌سال آن تعلیق به‌مدت پنج‌سال است، محکوم کردند.سپس هیات‌قضات متهم دیگری را که در پی عشقش به زنی جوان، شوهر او را به قتل رسانده بود، مورد محاکمه قرار دادند. این پرونده با پیداشدن جسد مردی به‌نام احمد تشکیل و تحقیقات پلیس برای افشای راز قتل احمد که با ضربات چوب و چاقو به قتل رسیده بود، آغاز شد. هرچند ملیحه همسر احمد مدعی بود هیچ نقشی در قتل شوهرش نداشته و نمی‌داند چه‌کسی او را کشته اما تحقیقات نشان داد این زن با مردی به‌نام رسول رابطه ‌دارد. به همین دلیل فرضیه جنایت عشقی برای ماموران مطرح شد. پلیس در تحقیقات بعدی پی برد کسی که دست به این قتل زده، احتمالا رسول است اما از آنجایی که رسول فرار کرده بود، ماموران ملیحه را بازداشت کردند. این زن در بازجویی‌ها به دست‌داشتن در قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: من و احمد فاصله سنی زیادی داشتیم. من قربانی ازدواج اجباری شدم. اصلا او را دوست نداشتم اما پدرم وادارم کرد با مردی ازدواج کنم که زباله جمع می‌کرد. مرد زحمتکشی بود اما دوستش نداشتم. ما یک بچه ‌هم داشتیم اما این بچه نتوانست ما را به هم علاقه‌مند کند و همچنان از هم فاصله داشتیم تا اینکه با رسول آشنا شدم. او مغازه ‌داشت و لباس می‌فروخت. برای سرگرمی با او رابطه برقرار کردم اما کم‌کم عاشقم شد. شوهرم مانع رسیدن ما به هم بود. من هم از شوهرم نفرت داشتم. به رسول پیشنهاد کردم او را بکشد، رسول هم قبول کرد. به او گفتم شوهرم ساعت پنج صبح از خانه خارج می‌شود، به محض اینکه خارج شد چراغ را روشن و خاموش می‌کنم. روز حادثه طبق نقشه عمل کردیم و رسول شوهرم را کشت.ماموران دوماه بعد رسول را شناسایی و بازداشت کردند. او اتهام را قبول کرد و گفت: وقتی احمد از خانه خارج شد، ابتدا با ضرب چوب او را زخمی کردم و بعد با ضربات چاقو او را کشتم. من عاشق ملیحه شده ‌بودم و او را دوست داشتم و فکر می‌کردم چون ناراحت است، باید شوهرش را بکشم.رسول بعد از محاکمه، به قصاص و ملیحه به 15سال حبس محکوم شد. از آنجایی که رسول توانست رضایت اولیای‌دم را بعد از چهارسال جلب کند، دیروز به‌لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شد و ماجرا را یک‌بار دیگر شرح داد. سپس قضات وارد شور شدند و متهم را به تحمل هفت‌سال حبس که چهارسال آن تعزیری با احتساب ایام بازداشت و سه‌سال آن تعلیقی است، محکوم کردند.